روزها شاید هفته های که گذشت خسته بودم،حتی برای حرف زدن خسته بودم الان که از این سطح خستگی و سکوت درونی دور شده ام می خواهم حرف بزنم، بیشتر بنویسم و بگویم که چقدر امروز خوب بود، نامه ای که منتظرش نبودم به دستم رسید ویک خبر کوچک خوب برایم آورد، هم کلاسیم که با هیچ کس حرف نمی زند کلی مرا خنداند و وقتی دید می خندم بیشتر مزه ریخت و من بیشتر خندیدم.
مسئول پروژمان اشتباهی بلند گو رو روشن کرد و آهنگی که توی کامپیوترش پلی کرده بود توی سالن پخش شد و همه خندیدیم.
پی نوشت: متاسف شدم واسه ی اونهای که مشترک ایمیلی وبلاگم هستن، با این همه غلط املایی و تایپی که تو این دو خط داشتم فکر نکنم سر در بیارن موضوع چی بود

من فکر کنم ما توی این مملکت از هر کس بیشتر نیازمند کمی خنده هستیم
بخصوص در این فصل لعنتی
من که خودم کلی این روزها دپ هستم.
مشکل اینجاست که ادم لبخند بر لب داره ولی دل آرام نیست
روزهات شاد
فصل بدیه ولی رو به روشنی واسه ی من که از همین الان بهار شروع شده
ولی خودم اگه مدت زیادی زیر بار روحی سنگین باشم یک دفعه فنرم آزاد میشه تبدیل به نخورده مست می شم
خوب خوبه ترموستات داری
من که فعلا قاطی ام
کار من از ترموستات گذشته خنده ام از آنست
ولی امین شاد باش اگه جای تو بودم الان کلی همین طوری شاد ترین آدم روی زمین بودم
موضوع نامه و خبر کوچک خوب چی بود؟
چه عجب مهندس سابق، دکتر آینده پیدا شدی
راستش نامه های من اصلا به پای نامه های تو نمی رسه یک نامه از محل کار قبلیم بود تشکر کرده بودن الان بعد از این مدت که اونجا نبودم خوشحال شدم، شاید دوباره بهم کار بدن
همچین نامه بی پیمونه ای هم نبوده ها! شیرینی کو؟
مهدی اگه واسه ی نامه ی تشکر از کارفرمای سابق! شیرنی می دن ببین واسه ی پذیرش دکتری چه کارها که نمی کنن
ما که ندیدیم کاری کنن. مگه تو چیزی دیدی؟ ولی اگه کارفرمای سابق ازت تشکر کرد باید فهمید کارت خیلی درست بوده و واسه این دست مریزاد باید یه پارتی اساسی راه بندازی!!!!!!
آره من دیدم بچه ها که دکتری می گیرن شیرینی و شام می ریزن تو پاکت پست می کنن سوئد
تشکر کردن اینها یه نمه شک برانگیز هم هست اگه سر کار می رفتم ازم تشکر می کردن دیگه مطمئن می شدم که دارن عذرم رو می خوان ولی خوبه این بعد از تموم شدن کار بود