خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

مرز دیوانگی کجاست

کتاب رو بستم دلم تنگ شد برای کسی که ندیده امش و احتمالا هیچ وقت هم نخواهم دید.

نتیجه:….!

 

در مورد برف و سرمای سوئد همه می دانیم ولی اینجا در تلویزیون و توی فرشگاههای لباس وقتی می خواهند لباسهای زمستانی را تبلیغ کنند، می گویند مناسب برای سرمای کانادا. اگر واقعا کانادا اینقدر سرد باشه جای وحشت انگیزی است.

پی نوشت: امسال  سوئد برف و یخبندان نداشت و هوا بیشتر شبیه هوای بهار و بارانی بود، به زبان بهتر  امسال  بیشتر مناطق سوئد زمستان نداشت

تصویر امروز شهر وستروس از دوربین آنلاین (برای دیدن اندازه ی واقعی تصویر روی آن کلیک کنید)

تصاویر آنلاین بقیه شهرهای سوئد را می توانید از اینجا ببینید.

مدتها فکر می کردم دیگر در ایران دوستانی نخواهم داشت، بچه ها یا از ایران رفته بودند یا سرشان با زندگی  و کارشان آنقدر گرم بود که تماسمان محدود به مناسبتها شده بود، ولی اینطور نشد.

کپی های کوچک دوستان

حتی تصور کردنش هم مشکل است که بچه های دوستانت را ببینی که دارند تلاش می کنند راه بروند یا پستانکشان را می جوند، دوستانی که با هم سر به سر آدم و عالم می گذاشتید و شیطنت می کردید حالا خانه و زندگی مستقل خودشان  را دارند و البته کودکی شبیه خودشان.

جدید و صمیمی

بعضی ها هی اصرار دارند که تو را ببینند ولی وقتش که می رسد، متوجه می شوی، آمدنشان دیدارشان همه از سر رفع تکلیف بوده در عوض بعضی ها بی سر و صدا می آیند و یار غار می شوند، نمی شود راحت ازشان خداحاقظی کرد و دوریشان محسوس می شود.

و اما سفر

فکر می کنم سفر آدمها را عوض می کند و حتی دنیا را

?When can I apply

.Students may begin the application process on 1 December for the autumn semester

?When is the deadline for applying

The deadline for the receipt of your application at Study in Sweden is 15 January. There are no scholarships available for programmes that start in the spring semester

http://www.antagning.se/en/All-you-need-to-know1/Studying-in-Sweden/Fees-and-scholarships/Scholarships/

http://www.studyinsweden.se/Scholarships/SI-scholarships/The-Swedish-Institute-Study-Scholarships/

توضیحات بیشتر  از اینجا

واگذاری

یک سری اهداف عالیه و کاملا اجرایی مونده رو دستم می خوام واگذارشون کنم.

هر یک ربع برنامه ی رادیو قطع می شد و گوینده خبر در مورد ایران گزارش می داد، به خاطر شلوغی و صدای مردم فقط توانستم بریتانیا را بشنوم، فکر کردم در مرد تحریم انگلستان هست، ولی وقتی برگشتم خانه با دیدن اخبار شوکه شدم، یگ سری نئاندرتال معاصر از دیوارهای سفارت بالا رفته بودند، خبری که می تواند منجر به حوادث وحشتناکی بشود. حالا سوال اینجاست که:

کسانی که در زمان صحبت در مورد ایران همیشه یاد آور می شدند که با گفتن جنبه های منفی آبروی کشور را نبرید الان این آبرو ریزی را چطور جمع و جور می کنند؟

 نئاندرتال دانشجو نما، اصلاح طلب کدام نسل خواهند شد؟

حالا که دانشجوها زیر بار این کارها نمی روند چرا این کارها را به حوزوی ها نمی سپارند که دستشان هم رو نشود؟

فصل تاریکی، عشق

توی یک کشوری تحقیق کرده بودند نتیجه این بود که در فصل تابستان تعداد ازدواجها بیشتر می شه، ولی رفتار دوستان توی سوئد فرق می کنه، الان که هوا داره تاریک تر می شه (ساعت سه بعد از ظهر شب می شه، البته طول روزهم ازآفتاب خبری نیست، هوا گرفته و همه جا مه هست) دوستان همگی وحشت کرده اند و در تدارک مراسم ازدواج و نامزدی اند و یا در حال اسباب کشی برای زندگی پارتنری.

با یکی شون هم صحبت کردم که تاریک شدن هوادلیل ازدواج باشه پس آفتاب تابستان هم باعث می شه جدا بشین، قبول نکرد. دارم فکر می کنم اینطوری که آتش در خرمن دوستان افتاده یک آگهی برای پیدا کردن دوستان با مرام و باصفا بنویسم.

یکی از دانشجوهای ایرانی لپ تابش رو نشون داد گفت تازه خریدم، داشتم از کلاس می رفتم بیرون دیدم لپ تاپ رو بد گذاشته طوریکه ممکنه بیافته، بهش گفتم مواظب لپ تاپت باش، به جای درست کردن جای لپ تاپ لبخند زد و خیلی ملیح گفت مــــــرسی!

روزهای می رسه که…

یه زمانی توی زندگی پیش می آید که مترجم گوگل رو باز می کنی تا کلمه ای که فارسیش یادت نمی آد رو  ترجمه کنی :|

یک سوال مهم این  است که کسانی که در معرض بمب باران رسانه های داخلی قرار دارند تا چه حد اخبار حکومتی را باور می کنند؟

وبلاگ کدئین با نزدیک هشت و هزاروپانصد خواننده در گودر و باز نشر نظرات آن در خبر گزاریهای مثل دویچه وله جز وبلاگهای پرخواننده و مشهور وبلاگستان هست،  امروز وبلاگ کدئین با استناد به روزنامه ی شرق یک مطلب در مورد زنان نوشته که به خوبی نشان می دهد نویسنده ی وبلاگ حداقل چنین نوشته های را باور می کند.

نوشته ای که ریشه ی تن فروشی زنان ایرانی را نه در فقر کمرشکن و نه در بیکاری بلکه آنرا به چشم و همچشمی های  زنانه محدود می کند. شاید هم راه را برای بگیرو ببندهای وحشیانه این زنان هموار می کند.

نوشته‌های قدیمی‌تر »

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.